هفته ی اول نقد کتاب در کارگاه داستان نویسی دوستان دوشنبه برگزار شد
|
«قلعه حیوانات» نوشته جرج اورول نام اولین اثری است که در جلسه هفتگی کانون ادبی اهل قلم مورد نقد و بررسی قرار گرفت. این کارگاه آموزشی در قرار هفتگی دوشنبه ها از بیست و ششمین روز از بهار 92 در کتابخانه عمومی شماره یک برپا شد. | ||
|
جرج اورول نویسنده اثر: | ||
|
چند جمله زیبا از جورج اورول : 1 - اگر اندیشه بتواند زبان را فاسد کند, زبان هم می تواند اندیشه را فاسد کند. 2 - در طول دوره های فریبِ جهانی ، گفتن حقیقت یک حرکت انقلابی خواهد شد. 3 - هر نسلی خود را باهوش تر از نسل قبلی و عاقل تر از بعدی تصور می کند. 4 - انسان های روشن فکر به ندرت یا هرگز صاحب حس مسئولیت پذیری نیستند. 5 - آزادی , حق گفتن چیزی به مردم است که آنها نمی خواهند بشنوند. 6 - آزادی خواه یک ستایشگر قدرت است اما خود بی قدرت. 7 - انسان تنها مخلوقی است که بدون تولید مصرف می کند.او نمی تواند شیر بدهد,نمیتواند تخم بگذارد,برای کشیدن یک گاوآهن بسیار ضعیف است و نمی تواند سریع بدود تا یک خرگوش را بگیرد اما هنوز ارباب حیوانات است. 8 - انسان ها تنها هنگامی که فرض نکنند هدف زندگی شادی است می توانند شاد باشند. 9 - بمب های اتمی در کارخانه ها روی هم چیده میشوند,پلیس در شهرها در تکاپو است و دروغ در بلندگو ها در جریان است اما زمین همچنان به دور خورشید می گردد. 10 - بهترین کتاب آن است که به شما آنچه را که از قبل می دانستید می گوید. 11 - در روزگاری که دروغ یک واقعیت عمومی است، به زبان آوردن حقیقت یک اقدام انقلابی است 12 - «شاید مبالغه باشد اما جنگ چشم و دل مردم را باز میکند ، گرچه آنها را به سوی پوچی هم میکشاند ، اگر جنگ کسی را نکشد ، او را به فکر وا میدارد» 13 - «احمقها همیشه خود را چیزی غیر از آنچه هستند نشان میدهند» 14- «یک مرد پست با صورتی سفید و کلهای تاس پشت تریبون است و شعار میدهد ، کار او چیست؟ آشکارا حس تنفر را بیدار میکند ، تلاش بسیار دارد تا تو را نسبت به بیگانههای فاشیست متنفر کند .براستی چه وحشتناک است که یک ماشین تبلیغات ساعتها برای تو حرف بزند و مرتب یک چیز بگوید : تنفر تنفر ، بیایید با هم یک متنفر خوب باشیم» 15 - گذشته چیز سمجی است در تمام اوقات با شماست و به نظر من ساعتی نبوده که درباره اتفاقات ۱۰ یا ۲۰ سال گذشته که مثل اراجیف تاریخی واقعیت هم نداشتهاند فکر نکرده باشیم 16- دستگاه تو را رها نمیکند و تو اختیار عمل نداری حتی سعی هم نمیکنی خودت را نجات دهی 17- این روزها همه چیز درجه یک است حتی گلولههایی که هیتلر برای شما در نظر گرفته 18- تنها فرد بیدار در شهر خوابزدگان متحرک هستم 19 - من نمیگویم که بشر میتواند تمام عمرش را با چیدن گل پامچال و این جور کارها سر کند ، من میدانم که باید کار کرد ، سوای اینها اگر شکمت پر نباشد و خانه گرم نداشته باشی به چیدن گل فکر هم نمیکنی 20 - از تعقیب آنچه که در پی آنی دست بکش ، آرام بگیر ، تنفس کن ، بگذار آرامش تا مغز استخوانت نفوذ کند ، بی فایدهاست . ما اینکار را نمیکنیم ، هنوز کارهای احمقانه از ما سر میزند 21 - چرا مردم به جای گذراندن بیهوده عمر در اطراف خود نظر نمیکنند؟ و من از اینکه ما جماعت چیزی بیش از یک احمق خونخوار نیستیم در تعجبم 22 - اصل همان است که در درونم حس کردم ، میدانم که احساس خوبیست ، همیشه هم در دسترس است . همه ما میدانیم که «آن» همین جاست 23 - من بیشتر از آن چاق هستم که یک مضنون سیاسی باشم ، هیچکس مرا با باتون پلاستیکی نمیزند ، من ، آدم متوسط الحالی هستم که قدم میزنم ، سیمها خاردار ، شعار ، صورتهای بزرگ ، زیرزمینهایی که در آن قصابها تو را از پشت قاچ میکنند . «این» آدمهایی را که بیشتر از من میفهمند میترساند 24- وقتی میگویم آرامش ، منظورم نبود جنگ نیست ، من احساس درونت را میگویم ، و اگر پسر بچهها با باتون پلاستیکی مراقب ما باشند آن را برای همیشه از دست دادهایم... 25 - حتی سنگ قبرها هم میخواهند یاد مرگ را از ذهن تو دور کنند . آنها نمیگویند که آدمهای زیر زمین مردهاند آنها «در خواب فرو رفتگان» و «در گذشتگان» هستند | ||
|
| ||
| مطالب مرتبط: | |||
|
|
کتاب «یوزپلنگهایی که با من دویده اند» در کارگاه باران نقد شد | ||
|
|
هفته ی اول نقد کتاب در کارگاه داستان نویسی دوستان دوشنبه برگزار شد | ||
|
|
اردوی یکروزه اعضای کانون ادبی و بازدید از حافظیه | ||
